سلام خسته نباشيد
اقا يا خانوم عزيز مطالب من به درد شما نمی خوره لطفا وقتتون رو هدر نکنيد اينها حرف يه جوان در حال پذيرفتن يه شکست که از شما می خواد اگه نظری دار ی که اين موفق بشه
بنويس که نياز به نظرات شما داره اگه بنويسيد خيلی خوشحال ميشه
من خيلی وقته اين وبلاگ رو درست کردم ولی متاسفانه وقت نکردم چيزی
بنويسم من اسمم رضا است يه پسر جوان ۲۱ ساله هنوز زن نگرفته ام که بگم اهل کجام
بله الان که دارم اين مطلب رو برای شما نه چرا دروغ بگم واسه دل خودم می نويسم ساعت۵۵/۵ بعد از ظهر
چهارشنبه امتحان دارم و ۲۰۰ صفحه از کتاب رو هنوز نخوده ام ای خدا چی کار کنم خدايش می خوام بخونم
اما حواسم جايی ديگست من تا چند روز پيش ۲ تا دفتر خاطرات داشتم نه دفتری که هر چی به ذهنم می يا د توی اون دفتر ها مينوشتم من بيشتر از سه ماه نيست که وبلاگ نويسی می کنم تصميم گرفته ام هر وقت که دل ميگيره حال درس کار با اين اون حرف زدن ندارم بيام توی اين وبلاگ بنويسم البته اول تصميم داشتم که
بيشتر مطالبم رو در مورد کامپييوتر اما ديدم بهتر برای درد دل خودم بنويسم خدايی دلهره امتحان رو دارم نميدونم اين ۲۰۰ صفحه رو به چه صورت بخونم از الان تا وقت امتحان ۴۴ ساعت فرصت دارم
خوب شما حتما ميگيد از پای کامپييوتر پاشو از اين ۴۴ ساعت وقتی که داری استفاده کن
