۱-سلامتی
۲-صداقت
۳-صمیمیت
۴-سربلندی
۵-صفا
۶-صبر
۷-سخاوت
از خدا اروزمندم
و سال نو رو به شما و همه دوستان تبریک میگم برایتون سال خوبی از خداوند منان طلب میکنم
سال ۸۴ سال عطف زندگی من بود وامیدوارم برای شما هم همینطور بوده باشه
در سال۸۴ من تونستم هدف خودم رو پیدا کنم اینبزرگترین موفقیت من میتونه باشه
امیدوارم سال۸۵ سال پر برکت برای همه دوستان من و خودم باشه
عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب هزار شب پشیمانم که چرا یک شب عاشق نبودم سلام امیدوارم که خوب باشین سال خوبی رو براتون آرزومندم در پناه خداوند محبت
قربانتون رضا

پلکهای مرطوب مرا باور کن ،
این باران نیست که میبارد ،
صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون میریزند
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!!
حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
دوستای خوب مثل ستاره ها هستند
حتی وقتی نمیبینیشون بازم خیالت راحته که سر جاشون هستن
اگر دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم
مي گذرد اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش مي كردم تا محلول
با محبت شود اگر دبير ديني بودم مي دانستم كه بعد از خدا تو را مي
پرستم اگر دبير جغرافي بودم مي دانستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه
آغوش گرم تو است و اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني مي گفتم عاشقتم
اين كه به تو نمي رسم حرف تازه اي نيست مسير آمدن و رفتن تو را
آنقدر آمدم و دست خالي برگشتم كه كفشهايم از التماس نگاهم شرمنده
اين كه ديگر نمي آيي و من بيهوده اين لحظه هاي خسته ملول را انتظار
ميكشم تا شايد فردايي بيايد كه تو دوباره برگردي چيز كمي نيست و تو
هيچ گاه برنميگردي تا ببيني اين كه هيچ كس نميداند من در انتهاي
سكوت حنجره ام آوازهاي قديمي تو را به سوگ نشسته ام ولحجه دروغين
نفرتم روي لحظه هاي خوش گذشته ام چنبر زده درد كمي نيست
در انتظار باران
بازهم منتظر آمدن بارانم
ای خدا چند صباحیست دلم میخواهد
روی تک صندلی کوچک خود در ایوان
بنشینم وببینم که چطور گل سرخ ِزینت گلدانم 
تن خود در باران میشوید
ونسیم باران میشودَلاّکش
مینوازد به چه نازبدن کوفته اش
بنشینم وببینم که چرا گنجشککِ شاد
توی لانه پشت بام
باز شد خانه نشین شده تنهاو غمین
ولی انگار چنین تنها نیست!!
آری،یک چلچلۀ زیباروست
که پناه آورده زیر باران به درِ خانۀ دوست
چه گپیّ وگفتگویی دارند
گوش کن!! از باران میخوانند
دوست دارم که قدم بگذارم
زیرآن شکوفه های مهرت
زیر تکدانه های لطفت
و نگینهای لباس ابرت
دوست دارم زیر آن راه روم
توی آن کوچۀ بی نام ونشان، کوچۀ تنهایی، کوچۀدلتنگی
وبخوانم بهر او:
آه باران!! باران!!
شیشۀ قلب مرا
دل زَنگار مرا
تو چه زیبا رُفتی
وگل امیدم
دوست دارم شنوم
آن طنین دلنوازش که خورَد:
تق وَتق برسرِ بام
های های از چشمم 
وای وای روی لبم 
وبه قلبم که رسید
میزند رعد که روشن بکند روح مرا
آخر کوچه رسیدم دیدم
همه جا ساکت شد 
آب جوی راکد شد
چلچله بارِ سفر میبندد
تک گلم
باز به من میخندد
وشگفتا که کمانی ازعشق
روی ُپل نقش گرفت
رنگ رنگ وزیبا
که به هر رنگِ کمان تعبیریست از خدای یکتا
این تن خاکی من
بارها پیش خودم میگویم
چه زمین وآسمانی !!
چه گل وچه بوستانی !!
چه نسیم دلنوازی !!
چه هوای پاکبازیّ و
عجب بارانی !!!!
کاش می شد خالی از تشویش شد
برگ سبز تحفه درویش شد
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می امد کنارش می نشست
کاش من هم یک قناری می شدم
در تب آواز جاری می شدم
بال در بال کبوتر می زدم
آن طرفتر ها کمی سر می زدم
با قناری ها غزل خوان می شدم
پشت هر اواز پنهان می شدم
آی مردم ! من غریبستانی ام
امتداد لحظه ی بارانی ام
شهر من آن سوتر از پروانه هاست
در حریم آبی افسانه هاست
شهر من بوی تغزل می دهد
هر که می آید به او گل می دهد
دشت های سبز و وسعتهای ناب
نسترن، نرگس، شقایق ، آفتاب
آرزومند آرزوهای زیبای شما
التماس دعا
در کنـــج دلـــم عشق کسی خــانه نــدارد
کس جای در این کلبه ویـــرانه نــــــدارد
دل را بکف هر که نهم بــــــــاز پـس آرد
کس تـــاب نگهــداری دیوانــــه نـــــدارد
دربزم جهان جزدل حسرت کش ما نیست
آن شمع کــــه میسوزد و پــــروانه ندارد
گفتم مه من از چــه تـــــو در دام نیفتـتی
گفتــــا چه کنـــم دام شمـــا دانـــه نـدارد
در انجمن عقـــل فروشان ننهــــم پـــــای
دیـــوانه سر صحبت پــــــروانه نـــدارد
تا چنـــد کنی قصه ز اسکنــــــدر و دارا
دو روزه عمـــر این همــه افسانـه ندارد
ماندم همه شب در انتظار دیدار
در کوچه ی دلواپسی و در شب تار
ای عشق اگرچه تو به دادم نرسی
اما که منم ز جام شعرم سرشار
بر من همه شب خاطره ها را مگمار
دل را همه شب در آتش تب مگداز
تکرار خیال تو مرا خواهد گشت
ای خاطره از دامن من دست بدار
بر شانه ی دیوار
تمام دل را باید گریست
آتش هجر تو می سوخت جگر تا سحرم
دیشب ای دوست ! نبودی که چه آمد به سرم
سخن از اشک چه گویی ؟ که به دامانم ریخت
جای اشک بصر از روزان مژگان جگرم
توبه کردم که دگر دل نسپارم به کسی
اگر از دست تو این مرتبه جان در ببرم
قدمی بر سر من نه که برفتم از دست
تو به دادم برس ای دوست ! که جان می سپرم
خوشبختی کجاست؟
خوشبختی قطره شبنمی است که هر روز صبح بر برگ گل سرخ می نشیند و گاهی آن
را نمیبینیم و بی تفاوت از کنارش می گذریم.
ویا شاید جوانه کوچکی است که مدتهاست در خاک باغچه مان روییده است و ما بی
توجه به آن هرگز رستن آن را احساس نکرده ایم.
خوشبختی همان کبوتری است که از ابتدای پاییز به تمنای گرمای دستهایمان در پشت
پنجره اتاقمان لانه گزیده و هرروز صبح با صدایش از خواب بر میخیزیم اما هرگز آن
را ندیده ایم.
خوشبختی بهمین سادگی همینقدر نزدیک و دست یافتنی و همینقدر دور از چشم ماست.
خوشبختی نه در تسخیر فلک الافلاک است و نه در حساب های بانکی غیر قابل
شمارش بلکه در دستان ماست.دستانی که میتواند دنیایی را به مهر بسازد و شاد کند و
خود نیز شاد باشد.
و من خوشبخــــــــــتم چون تو هستی و تمام داشته های دنیا در تو معنا میشود ای
خدای مهــــــــــــــــــــربان.
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامـم بـاد اگـر مـن جـان به جای دوست بگزینـم
با كه گويم كه كسي عاشق ديدار من است
محو ديدار گل گلشن رخسار من است
غافل از مهر به من نسبت بيكاري داد
عشق شغل من و رندي و جنون كار من است
دل من آينه ي طلعت دلبر باشد
سبب اين است كه جانانه گرفتار من است
ملك از عالم عقل است و من از وادي عشق
قدر او قدر مسلم نه به مقدار من است
پرتو حسن رخش از همه سو جلوگر است
گر نبينم گنه از چشم گنهكار من است
در ميان من و او فاصله اي چندان نيست
دوست همسايه ديوار به ديوار من است
دو جهان مظهر ذات و صفت و فعل خداست
هر چه در گفت من آمد همه از يار من است
زندگی سرشار از تغییر است که گاه این تغییر خوشایند و زیباست و گاه متاسفانه ناخوشایند، اما ممکن است بسیاری از این تغییرات ناخوشایند، با اندکی تدبیر و اندیشه و صبر، سرانجامی خوشایند را برایمان رقم زنند.
حال اگر تغییر ناخوشایندی در زندگیمان رخ داد، چه کاری انجام دهیم؟
1) به خود مسلط باشیم.
2) آرامش خود را حفظ کرده و عمیق فکر کنیم.
3) علت تغییر را جویا شویم.
4) آن تغییر را یادداشت کنیم.
5) پیامدهایی که برای آن حدس میزنیم یادداشت کنیم.
6) سعی کنیم تا برای هر یک از این پیامدها راهکاری پیدا کنیم.
7) در ابتدای امر تصمیم خاصی نگیریم و فقط پیرامون آن تغییر به بررسی بپردازیم.
8) تمام جوانب کار را درنظر بگیریم.
9) با افرادی که ممکن است چنین تغییری را تجربه کرده باشند، گفتوگو کنیم. 10) درباره تغییر رخ داده خوب مطالعه کنید.
11) حالا وقتش است که با مشاوری متخصص یا افرادی که با موفقیت تغییر رخ داده را در زندگی خود جای دادهاند، مشورت کنیم و رموز موفقیت آنها را جویا شویم یا از راهنماییهایشان بهره گیریم.
12) در طول راه دلسرد نشویم و به خود انرژی مثبت بدهیم.
13) از این تغییر استقبال کنیم.
14) تلاش و کوشش را از خاطر نبریم.
15) راههایی که پس از مطالعه و مشورت برگزیدهایم برای کسب موفقیت امتحان کنیم.
16) مطمئن باشیم که موفقیت از آن ما خواهد بود.