تبليغاتX
........همراه یک سایه
زندگی اهنگ تکرار نیست


محبوب من!

در این غروب رنگ پریده پاییزی که اشک گرم بر چشمانم حلقه زده، بغض سرد بر جانم سایه افکنده، نفس‌هایم در اندوه بی‌تابی غرق شده، جانم در قاب کوچک دلتنگی گرفتار آمده، آرزوهایم در پیچ و خم  غربت نقش بر آب شده و دست جادویی پاییز نیز گویی رنگ‌های تنهایی مرا رسم می‌کند، من هوای یار کرده‌ام.

هوای تو که برایم نقش آسمان هستی بر جان زمین. تو که در سینه‌ من می‌تپی و دیگر خیال یا رؤیا نیستی بلکه هستی‌ات را در هستی‌ام و هستی‌ام را در هستی‌ات می‌بینم و جلال هزار‌هزار ترانه‌ی عاشقی وشکوه هزار‌هزار لبخند را در یک نگاه داری و شیرین خنده‌هایت مرا پرواز می‌دهد تا اوج بی‌کران آسمان مهر و اعجاز نگاهت مرا به معراج عشق می‌برد.

در این لحظه پر از دلتنگی که خورشید می‌رود تا در پشت کوه ها گریه نماید تا اشک‌هایش را کسی مشمارد و زاری‌اش  را نبیند و آسمان آبی، به سیاهی می‌گراید، من در این خلوت عاشقانه و سکوت تلخ، دلم هوای تو دارد و محتاج دستان مهربان تو هستم و آرزویم  شانه‌های مهربان توست

+ نوشته شده در  یازدهم اسفند 1387ساعت 8 قبل از ظهر  توسط دادشی  | 

نخواستم با غم بسازي نخواستم هيچي نگي

نخواستم درد دلتو ديگه با هيچكي نگي

آخه عشق اجباري نيست تو زندون من نمون

حالا كه فكر رفتني ديگه از موندن نخون

تا ديدم مي خواي بري دلم راتو سد نكرد

برو فردا مال تو ديگه اينجا بر نگرد

بدون من بعد من دلت هر جا جا نذار

غم با من بودنو تو مِن بعد يادت نيار

اگه شونت تكيه گام پس چرا من تنها شدم

چرا هر لحظه هميشه منم تنها با خودم

يه تصوير از عكس چشمات روي ديوار دلم

چقدر قصم خنده داره چقدر بيكار دلم

تا ديدم مي خواي بري دلم راتو سد نكرد

برو فردا مال تو ديگه اينجا بر نگرد

بدون من بعد من دلت هر جا جا نذار

غم با من بودنو تو مِن بعد يادت نيار



+ نوشته شده در  چهارم آبان 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط دادشی  |